مصاحبه

بن لی در کمدی، جری ساینفلد و بازگشت موزیکال او

بن لی که کار خود را در سن 13 سالگی با گروه خود Noise Addict آغاز کرد، تبدیل به یک نماد موسیقی و فرهنگی شد.

حرفه او رنگارنگ و غیرقابل پیش بینی بوده است، از انتشار رکوردهای برتر جدول گرفته تا نزاع در تیک توک با موری کوک از The Wiggles. 

بن لی که احساس استراحت و شادابی می کند، با اولین آلبوم خود پس از 3 سال بازگشته است.

ما با بن در استودیو هپی نشستیم تا در مورد همه چیز از آلبوم جدید او "من سرگرم کننده هستم" صحبت کنیم. زمانی که او کاملاً خود را در مقابل جری ساینفلد شرمنده کرد و در چشمان عمومی مستقر ماند و عشق او به استندآپ کمدی.

بن لی

خوشحال: بیا حرف بزنیم!

بن: اجازه دهید آن را انجام دهد

خوشحال: بنابراین برای شروع، بدیهی است که می خواستم به خاطر آلبوم آینده شما تبریک بگویم

بن: متشکرم.

خوشحال: و تک آهنگ هایی که تا الان بیرون اومده. آنها عالی هستند. خواندم که شما گفتید بسیاری از هنرمندان بزرگ در این مقطع زمانی که سن و تجربه بیشتری دارند، بهترین کار خود را انجام می دهند و صادقانه بگویم که شما این کار را انجام داده اید.

بن: اوه ممنون! هنرمندان بزرگی مانند برایان ویلسون و کرت کوبین هستند که در بیست سالگی بهترین کار خود را انجام می دهند، اما هنرمندانی که من به طور خاص به آنها علاقه مند بودم، زیرا من در دهه 40 خود هستم و متوجه می شوم که نه این که باید اینطور باشد، اما این امکان وجود دارد. بهترین کار خود را در 40، 50، 60 سالگی انجام دهید. و این چیزی است که فکر می کنم باید در ذهن من باز شود و احتمالاً از نظر فرهنگی باید در ذهن مردم باز شود.

خوشحال: کاملاً، نمی توانم بیشتر موافق باشم. فکر می‌کنم بسیار تأثیرگذار است، زیرا بیشتر عمرم موسیقی شما را شنیده‌ام و دیدن کسی که به بهبود ادامه می‌دهد، فوق‌العاده الهام‌بخش است.

بن: متشکرم.

خوشحال: خیلی باحاله. اکنون آلبوم به نام من سرگرم کننده است، (به لباس اشاره می کند) واضح است که شما هستید. (می خندد) حدس می زنم می خواستم بدانم به دلیل خاصی می خواهید این را به دنیا بگویید. آیا فکر می کنید کار قبلی شما جدی تر بود؟ یا..

بن: من فکر می‌کنم که راه‌هایی هستم، طبیعتا حس شوخ طبعی من در مورد خودم با افزایش سن بهتر شده است. منظورم این است که من همیشه نوعی شوخ طبعی داشته‌ام، اما شما شروع به استفاده از آن می‌کنید، حدس می‌زنم با بزرگ‌تر شدن بیشتر به سمت درون می‌چرخید. چون طنز را در زندگی خود می بینید و بنابراین تراژدی فقط یک انسان بودن خنده دار می شود [می خندد].

اما همچنین فکر می‌کنم یکی از چیزهایی که مانع از رشد موفقیت‌آمیز و پویا هنرمندان می‌شود این است که از معرفی مجدد خود به مردم دست می‌کشند. مثل اینکه آن‌ها این را مسلم می‌دانند که چیزهایی که در گذشته به دست آورده‌اند برای رسیدن به موفقیت کافی است.

و بنابراین فکر کردم، می‌دانید، زمان بسیار جالبی بود که مانند Catch My Disease و We're All In This Together در سال 2020 دوباره در فرهنگ ظاهر شد و باعث شد فکر کنم "خوب، باید دوباره خودم و آنچه هستم را معرفی کنم." در مورد مردم، افراد زیادی هستند که، می‌دانید، شما طرفداران سرسخت خود را دارید که هر استوری اینستاگرامی را که پست می‌کنید دنبال می‌کنند، اما اکثر مردم دقیقاً مانند "اوه بله، شما یک نام یا یک آهنگ هستید" هستند.

و بنابراین من واقعاً این حس را دوست دارم ... مثل رپ که آنها این کار را زیاد انجام می دهند، مانند Jay-Z 'اجازه بده خودم را دوباره معرفی کنم، نام من HOV است. این یک چیز طبیعی است که متوجه شوید این بخشی از جریان گفتگو با فرهنگ است و دوباره خودتان را معرفی کنید. بنابراین من فقط فکر کردم، "من سرگرم کننده هستم!" [می خندد] و این مانند "اجازه دهید خودم را دوباره معرفی کنم."

خوشحال: من آن را دوست دارم! آره خیلی مهمه منظورم این است که شما شنوندگانی دارید که شما را شنیده‌اند، حتی اگر طرفداران سرسخت نباشند، اما نسل کاملی از مردم هستند که تازه شروع به ورود به آنچه دوست دارند می‌کنند.

بن: بله، افرادی مثل ابی چتفیلد، تجربه هایی مثل ابی چتفیلد دارم، که می گوید: «اوه خدای من، یکی از تنها سی دی هایی که مادرم در ماشین ما داشت، تک آهنگ Gamble Everything For Love سی دی بود، بنابراین ما همیشه به آن گوش می دادیم». می دانید، شما افرادی دارید که با موسیقی شما بزرگ شده اند، اما حتی نمی دانند ... تا زمانی که دوباره ملاقات نکنید، ارتباط برقرار نمی کنند.

خوشحال: من آن را دوست دارم، این عالی است. بنابراین شما اغلب هستید، و فکر نکنید که من در حال تلاش برای مکیدن هستم. چند دهه، شما 30 سال شغلی درست داشتید. اما 2 روز پیش دیدم شما در حال قدم زدن در نیوتاون هستید و این خیلی دیوانه کننده بود زیرا احساس می کنید قابل دسترسی هستید. اما من یک جورهایی می خواهم بدانم چگونه است و. شما یک حرفه طولانی داشتید اما همچنان متواضع به نظر می رسید. تو فوق‌العاده شناخته شده‌ای، اما به نظر می‌رسیم [با خنده]

بن: آره ممنون که گفتی بسیاری از آن درباره... اولاً، استرالیا کشوری عالی برای شهرت است، زیرا فرهنگ دیوانه سلبریتی نیست. به همان اندازه که تغییری به سمت کل چیزهای تلویزیون واقعیت و مطبوعات تبلوید صورت گرفته است، اما هنوز هم در بیشتر موارد، مانند استرالیا و ایرلند به نوعی شبیه به هم هستند که بونو فقط می‌رود و در یک میخانه می‌نشیند. مثلاً اگر در اطراف دوبلین رانندگی می‌کنید و با مردم ملاقات می‌کنید، همه با بونو معاشرت می‌کنند

خوشحال: [می خندد]

و من فکر می کنم استرالیا جنبه مشابهی با آن دارد که در آن حتی از افراد مشهور نیز به نوعی انتظار می رود که عادی باشند.

خوشحال: آره

بن: و به نوعی بخشی از جامعه، مثل اینکه شما به عنوان یک چیز جداگانه روی تپه ای نیستید. بنابراین فکر می‌کنم برخی از آن نگرش است و طرف دیگر آن این است که در درجه اول حدس می‌زنم، من خودم را یک سلبریتی نمی‌بینم. من یک نوازنده و یک شوهر و یک دوست و یک پدر هستم و همه آن چیزها را دارم.

و یک جنبه در آن وجود دارد که "اوه بله، وقتی مطبوعات منتشر می شود به نظر می رسد شما کمی بیشتر شناخته می شوید، اما در غیر این صورت زندگی ادامه دارد و شما فقط همان کاری را که انجام می دهید انجام می دهید، و من حدس می زنم که من آنقدر به آن فکر نمی کنم. آن را به بیرون فرافکنی نمی کند.

اما یادم می آید که مصاحبه ای را با ایان براون از استون رزها در مجله کیو خواندم که در آن شخصی گفت: «دوستم شما را در یک مغازه ضبط صدا دید و گفت که حال و هوای معروفی را به نمایش می گذارید. و او پاسخ داد، او گفت "به این می گویند روح" [می خندد] که خوب بود.

خوشحال: [می خندد] من آن را دوست دارم. من تعجب می کنم که آیا کل سندرم خشخاش بلند استرالیایی به نوعی به این موضوع مربوط می شود که چرا ما از افراد مشهور انتظار داریم جفتمان باشند. مثل "نه نه نه، خوب ما همه مثل همیم." [می خندد]

بن: بله، به احتمال زیاد. در نهایت، در مقایسه با کشورهایی مانند آمریکا یا بریتانیا، به نوعی فرهنگ سالم تری از این نظر است.

خوشحال: آره آره. حدس می‌زنم که برای یک ثانیه کوتاه درباره شهرت صحبت می‌کنم، آیا کسی هست که در طول زندگی حرفه‌ای طولانی‌تان با او آشنا شده باشید که کاملاً ستاره‌دار شده باشید؟

بن: اوه حتما. منظورم افرادی نیست که شما فکر می کنید. حدس می‌زنم بزرگ‌ترین تحقیر من جری سینفلد بود، این درست پس از پایان یافتن سینفلد بود و من 18، 19 ساله بودم و کاملاً ستاره‌دار بودم. جارویس کاکر از پالپ، فقط گروهی بود که من دوستش داشتم.

خوشحال: اوه ، آره

بن: و جاناتان ریچمن، خواننده و ترانه سرا. آنها سه نفری بودند که من با آنها ملاقات کردم و از آن احساس خوبی نداشتم [می خندد]. اما احتمالاً بزرگترین قهرمان من، باب دیلن، در واقع شب قبل از تولد دخترم بود، بنابراین همسرم نه ماهه باردار بود، و نش اگرتون، دوستم، یک ویدیوی باب دیلن را در مرکز شهر در لس آنجلس کارگردانی می‌کرد.

و او گفت "می خواهی بیایی پایین؟" و ما مثل "کاملا" بودیم، بنابراین در آنجا قرار گذاشتیم و نش گفت: "می‌خواهی باب را ملاقات کنی؟" و من گفتم: نه، علاقه ای ندارم. قراره چی بشم؟ فقط یک نفر دیگر می گوید: "هی باب دیلن، موسیقی تو برای من بسیار مهم است".

و بنابراین من فقط نمی دانستم چه کار کنم. بنابراین از برخی جهات بهترین موردی بود که ما با هم صحبت نکردیم، من فقط او را در یک فاصله مشاهده کردم. باید در همین حد رها شود. [می خندد]

خوشحال: کلا خیلی باهوش می توانم از شما بپرسم با جری ساینفلد چه اتفاقی افتاد؟

بن: آهان من فقط بودم بسیار مست

خوشحال: [می خندد]

بن: و ما در یک باشگاه بودیم و آن زمانی بود که ساینفلد مجرد بود. بعد از نمایشش بود و دنبال همسر می گشت. بنابراین او به نوعی با ریک روبن و لنی کراویتز، همه این افراد مجرد، در کلوپ ها می چرخید.

و بنابراین آنها به نوعی شبیه این دسته از افراد بودند که در اطراف نیویورک پرسه می زنند. و من خیلی مست بودم و به سمت آنها رفتم و فقط بدترین جوک را گفتم. حتی اگر الان تکرارش کنم تحقیرآمیز است چون در آن زمان خنده دار نبود و الان هم خنده دار نیست [می خندد].

اما من دنبال چیزی بودم که بگویم. و تقریباً فکر می‌کنم می‌خواستم خودم را تحقیر کنم، زیرا آن را نیز خنده‌دار می‌دانم. بنابراین من فقط به سمت او رفتم و گفتم "جری، آیا در مورد ایده من برای یک آلبوم خیریه از کمدین ها به نفع قربانیان سرطان شنیده ای؟"

شما باید تومور را در آن ببینید. و او فقط به من نگاه می کرد که انگار آزاردهنده ترین فردی هستم که در آن روز با او روبرو شده است، که احتمالاً من بودم. اما احتمالاً این یک اتفاق کاملاً عادی بود و این پایان کار بود. و سپس با این درامر که می‌شناختم، راسل سیمونز، بیرون رفتم و او گفت: «می‌دانی که مادر سینفلد به تازگی بر اثر سرطان درگذشت.

خوشحال: اه لعنتی!

بن: و من رفتم "اوه خدای من تو شوخی می کنی" و او گفت "نه من با تو لعنتی دارم." [می خندد]

خوشحال: اوه خدای من [می خندد] خیلی عالی است. من واقعاً متوجه شده ام که شما طرفدار کمدی هستید درست است؟

بن: آره آره.

خوشحال: من متوجه شده ام که شما در 6، 12 ماه گذشته زیاد در پادکست های کمدی ظاهر می شوید. حدس می زنم می خواستم کمی در مورد چگونگی شروع آن بدانم. شما الان به همه ما می گویید و ما داریم می بینیم، شما یک پسر بامزه هستید طنز مهم است. من فکر می کنم در حالی که خود را مسخره می کنید شگفت انگیز است. اما عشق شما به کمدی از کجا شروع شد؟

بن: خوب من فکر می کنم یک رابطه بسیار طولانی و شدید وجود داشته است. فکر می‌کنم برای من همیشه دیده‌ام، که یک شخصیت عمومی هستم، همیشه مانند یک عنصر اجرایی در آن وجود دارد. بنابراین من عاشق این کمدین به نام اندی کافمن هستم، او در نوجوانی مورد علاقه من بود، زیرا او فقط دکمه های مردم را فشار می داد.

بنابراین وقتی داشتم کل «من بهترین خواننده و ترانه‌سرا استرالیا هستم، بهترین آلبوم تمام دوران هستم» را اجرا می‌کردم، این تمام هنر اجرایی اندی کافمن در ذهن من بود. اما بعد از آن در لس آنجلس از سال 96 در این سالن به نام لاگو شرکت کردم و در آنجا زیاد بازی کردم.

و این ترکیبی واقعی از موسیقی و کمدی است، بنابراین از آنجا آلبوم کمدی موزیکال مارگارت چو را تولید کردم و با سارا سیلورمن و همه این افراد کار کردم و موسیقی و کمدی در آنجا بسیار یکپارچه است. بنابراین وقتی دوباره به سیدنی می آمدم، بیشتر و بیشتر، و به ویژه در سال 2021، برای من کاملاً طبیعی است.

به نظر من نوازندگان و کمدین ها واقعاً با هم همخوانی خوبی دارند. ما کمی متفاوت به مسائل نگاه می کنیم اما یک کراس اوور عالی وجود دارد و بنابراین من فقط یک طرفدار هستم، فقط در حال کاوش هستم، با کامرون جیمز و الکسی تولیوپولوس، و بکی لوکاس و همه این افراد باورنکردنی ملاقات می کنم و فقط با هم دوست می شوم. و من نمی‌دانم، به نظر من همه اینها فقط یک یاران طبیعی هستند.

خوشحال: آره من عاشقش هستم، خیلی باحاله

با انتشار آهنگ جدید بن "مثل این یا آن طور"، ما از او چند سوال سریع پرسیدیم. 

HAPPY: کاری تایلندی یا کاری هندی؟

BEN: اوههه، کاری هندی. 

HAPPY: رولربلید یا اسکیت غلتکی؟

BEN: آه، گفتن غلتک برایم دردناک است... اگر بخواهم با خودم صادق باشم، غلتک هایش. 

HAPPY: گربه یا سگ؟

BEN: سگ ها. من به گربه ها حساسیت دارم 

HAPPY: آناناس روی پیتزا یا نه؟

BEN: به هیچ وجه! (می خندد) برای من نفرت انگیز است. 

خوشحال: خیلی خوشحالم که با شما چت می کنم. 

BEN: خوشحالم که با شما هم گپ زدم.

 

پخش جریانی / دانلود "این یا آن مانند" اینجا

ذخیره اولیه / از قبل سفارش «من سرگرم کننده هستم» اینجا

مصاحبه توسط کلویی مددرن