مصاحبه

مصاحبه: سلست مانتجوی

خالق Filthyratbag، Celeste Mountjoy، کتاب جدیدی منتشر کرده است. این چه لعنتی است. مجموعه ای برجسته از تصاویر اصلی و مشاهداتی در مورد اینکه یک زن جوان در سال 2022 چگونه است. 

Mountjoy در بیان افکار و احساساتی که همه ما داریم بسیار ماهرانه است، اما کلمات یا توپ هایی برای گفتن با صدای بلند نداریم. مانتجوی شروع به پست کردن کارهای خود به صورت آنلاین کرد، که تقریباً یک شبه منجر به جذب مخاطبان زیادی شد، و قبل از اینکه بفهمد چه چیزی به او ضربه زده است، مانتجوی شروع به پست کردن کارهای خود در فضای مجازی کرد. ، ایجاد برند منحصر به فرد هنری خود به شغل تمام وقت او تبدیل شد. 

کتاب جدید Mountjoy این چه لعنتی است (پان مک میلان) که برای اکران در 12 ژوئیه برنامه ریزی شده است، خام، صادقانه و شوخ طبع است، به گونه ای که باعث می شود در طول زندگی احساس کنید که در احساسات خود تنها نیستید. 

Happy مدتی است که از طرفداران پر و پا قرص Filthyratbag بوده است و ما از دیدن آن بسیار خوشحال شدیم. این چه لعنتی است پر از آنچه که Mountjoy بهترین انجام می دهد. ارائه برند خود از کاوش‌های درخشان، رنگارنگ و صریح در مورد زنانگی، عشق، از دست دادن، و جستجوی معنای عمیق‌تری که این سوال را برمی‌انگیزد. این چه لعنتی است

Mountjoy صدایی به نسلی داده است که از لبخند زدن مؤدبانه در میان همه گیجی‌ها و پوچ‌های زندگی خوشحال نیستند. این چه لعنتی است کمک می کند تا لبه را از بین ببریم، و کمی بخندیم یا پوزخندی شیطنت آمیز کنیم، و بگوییم لعنت به آره. 

کیسه کثیفی Celeste Mountjoy

خوشحال: هی سلست، امروز چه کاره ای؟

آبی کمرنگ: امروز در استودیوی خود هستم، در حال یخ زدن. هر زمستان در ملبورن آنقدر سرد و تلخ می شوم که به طور کامل به خود 15 ساله افسرده خود برمی گردم... من نخواستم به دنیا بیایم، زندگی درد است و غیره. من باید در ساختن روزهایم کوشا باشم، در غیر این صورت، فقط 5 ساعت اسکرول و خاموشی می کنم. 

خوشحال: در مورد حومه خود به ما بگویید، در مورد جایی که زندگی می کنید چه چیزی را دوست دارید یا دوست ندارید؟

آبی کمرنگ: من جایی را که زندگی می کنم دوست دارم - بسیار آرام و حومه شهر است اما به اندازه کافی به شهر نزدیک است و غذاهای خوب زیادی دارد. وقتی برای اولین بار از خانه بیرون رفتم، بالای یک رستوران در مکانی زندگی می کردم که پنجره ای نداشت و موش هجوم می برد، فقط برای اینکه بتوانم در میان مردم زیبای مد روز در فیتزروی باشم - معمولاً می توانم هر چیزی را از گذشته رمانتیک کنم، اما این منحصراً بدترین بود. بار. داشتن جایی که بتوانید بدون اینکه موش سعی کند وارد دهان شما شود، استراحت کنید، واقعاً مهم است.

خوشحال: میانگین روز کاری خود را توضیح دهید؟

آبی کمرنگ: امروز یک برنامه سرگرم کننده با نقاشی های زیادی دارم که همیشه مرا خوشحال می کند. من همچنین به یک کلاس ورزشی در این آروو خواهم رفت تا سعی کنم افسردگی فصلی خود را کمی تنظیم کنم.

خوشحال: در مورد روز نهایی شما چطور؟

آبی کمرنگ: فکر می کنم در حال حاضر دوست دارم در خارج از کشور باشم. خیلی وقت است که از کشور خارج نشده ام، بنابراین دوست دارم جایی گرم و سرگرم کننده با دوستان خوب باشم. من یک زن ساده هستم.

خوشحال: اگر برای این مصاحبه 500,000 دلار به شما پرداخت کنیم با این پول چه کار می کنید؟

آبی کمرنگ: این مانند سؤالی است که کسی قبل از اینکه یک چک غول‌پیکر 500,000 دلاری به شما بدهد می‌پرسد. این چیزی است که اتفاق می افتد؟ آیا می توانم آن را داشته باشم؟

خوشحال: در حال حاضر در حال خواندن کدام کتاب هستید؟

آبی کمرنگ: رولد دال بوسه بوسه. من همیشه در کودکی عاشق کتاب‌های رولد دال بودم و به همین دلیل اکنون داستان‌های بزرگسالان او را امتحان می‌کنم. بوسه بوسه از داستان های کوتاه تشکیل شده است که من کاملاً آنها را دوست دارم. من از زمانی که کتاب میراندا جولای را خواندم یک رابطه عاشقانه داستان کوتاه داشتم هیچ کس بیشتر از شما به اینجا تعلق ندارد که یکی از کتاب های مورد علاقه من است. دوست دارم روزی یک کتاب داستان کوتاه بسازم.

پدرم مدرس فیلم بود، بنابراین وقتی کوچک بودم فیلم های زیادی به من نشان می داد. یادم می آید که نگاه می کردم مرد فیل نما نوشته دیوید لینچ زمانی که من خیلی جوان بودم و واقعاً درگیر آن بودم- فکر می‌کنم به هر داستانی که شامل تراژدی می‌شد جذب می‌شدم، زیرا همیشه بسیار دراماتیک و احساسی بوده‌ام. نویسنده ای به نام ژاکلین ویلسون است که رمان های YA را نوشته است که همیشه فوق العاده غم انگیز و شگفت انگیز بودند، من آنها را می خوردم! من هنوز هم گاهی اوقات دوباره می خوانم.

لعنتی این کیسه کثیف

خوشحال: مطالعه یا خودآموز؟

آبی کمرنگ: خودآموز. من تازه دبیرستان را تمام کردم که با پوست دندانم تمام کردم. احساس می کردم واقعاً در مدرسه موفق نشده ام. من هرگز به Uni یا چیزی شبیه آن نرفته ام. بنابراین همه چیز فقط از طریق آزمون و خطا در حال یادگیری است. 

خوشحال: کمی در مورد جامعه خلاق خود بگویید که اهل کجا هستید. 

آبی کمرنگ: من با پدر و مادر بسیار خلاقی بزرگ شدم، پدرم واقعاً اهل سینما و موسیقی است، و مادرم در این راه واقعاً پرحرف و خلاق است، بنابراین بزرگ شدن در یک خانواده خلاق عالی بود. همیشه احساس می‌کردم برای کشیدن نقاشی و انجام کاری که دوست دارم بسیار تشویق می‌شوم، که واقعاً خوب بود.

من در دبیرستان به مدرسه هنر رفتم که واقعاً با آن مشکل داشتم، به نظرم هنر آکادمیک چیزی است که واقعاً در آن پیشرفت نمی کنم. من همیشه با آن مبارزه کرده ام. ملبورن مکان بسیار خوبی برای ملاقات با مردم و مخصوصاً با اینترنت است، زیرا من طرفداران زیادی دارم، افراد زیادی را به صورت آنلاین ملاقات کرده ام که می توانم در مورد چیزهای هنری صحبت کنم، و چیزهایی را که دوست دارم تماشا کنم، می دانید که یاد می گیرید. تا حد زیادی از طریق دیدن افراد دیگر که خلق می کنند که فوق العاده است. من با شریکم زندگی می کنم، و او نیز هنرمند است، او به من یاد داد که چگونه نقاشی دیواری کنم، و چگونه سبک خود را به یک رسانه متفاوت تبدیل کنم، که این چیزی است که مفید است، اما بسیاری از کارهای من که انجام می دهم، کاملاً منزوی است، مثل اینکه هرگز از همکاری و این جور چیزها لذت نبرده ام. فکر می‌کنم زمانی که تنها هستم بهترین کارم را انجام می‌دهم و اگر منطقی باشد کمی در خود شیفته هستم.

خوشحال: کار شما کاملاً خودجوش به نظر می رسد که انگار آن را ریخته اید، و تمام شده است، در صفحه است. ما آن را در مورد کار شما دوست داریم.

آبی کمرنگ: آره! هنر لذت فوری

خوشحال: ما نقاشی دیواری اخیر شما را دیدیم که دیوارهای آن را زیبا کرده است خیابان لیتل لوندیل واقع در مرکز ملبورن، برای دیگران برنامه ای دارید؟

آبی کمرنگ: من ممکن است در ماه اوت باشم، اما هنوز هیچ چیز قفل نشده است، اما در حال حاضر، از زمانی که کتاب را تمام کردم، سعی می کنم کمی نفس بکشم. برای ساختن چنین چیزی انرژی زیادی به طرق مختلف صرف شد. من واقعاً به انجام کارهای طولانی عادت ندارم، و از آنجایی که این کار مانند یک کار واقعاً شخصی است، حدس می‌زنم که از نظر عاطفی نیز این کار را کمی خسته‌کننده دیدم، بنابراین برای کمی حفظ خود، خوب است کمی از آن استفاده کنم. بشکن و فقط یک لحظه نفس بکش

خوشحال: وقتی طراحی یا نقاشی نمی کنید از انجام چه کارهایی لذت می برید؟

آبی کمرنگ: من هنوز هم همیشه از طراحی لذت می برم، اما نه لزوماً با یک قصد یا هر نوع مفهومی که در پشت آن فکر شده است، من متوجه می شوم که بیشتر شبیه ابله سازی بی فکر است، تا چیزی باشد که به نظرم آرامش بخش تر باشد. به جای اینکه مجبور باشم داستانی بسازم، مانند کتاب من. من کارهای دیگری انجام می دهم، کارهای داوطلبانه انجام می دهم، هر هفته کلاس ایروبیک را به افراد دارای معلولیت آموزش می دهم، داشتن یک برنامه روتین، و انجام کارهایی از این دست برای سلامت روان من بسیار مهم است. فکر می‌کنم اگر فقط هر روز را در استودیوی خود به تنهایی بگذرانم، واقعاً در ذهنم فرو می‌روم، به نوعی می‌توانم در این حلقه‌های وسواسی کوچک گیر کنم، به همین دلیل است که انجام کارهایی مانند ساختن نقاشی‌های دیواری حتی خوب است، زیرا این کار فیزیکی بسیار بیشتر، درست مثل خم شدن روی میز، و فکر کردن و تکرار کردن، و فکر کردن و تکرار کردن، و گردن درد داشتن.

خوشحال:: من فکر می کنم شما بهترین دو چیز را برای بیرون آمدن از ذهن خود، کمک به دیگران و کار بدنی انجام دادید. درخشان

آبی کمرنگ: شما باید آنها را یاد بگیرید، در غیر این صورت کمی خود را از پیچ و خم دور خواهید کرد. 

خیلی بد است، من از وقتی که مردم به من می گفتند برای سلامت روانم ورزش کن، متنفر بودم، و من فکر می کردم، اوه، تو متوجه نمی شوی، واضح است که نمی فهمی، و بعد شروع کردم به ورزش کردن و من اوه بودم درسته..هههه اونا یه نکته دارن

خوشحال: شفافیت موضوع مهمی در کار شماست، که ما آن را دوست داریم، آرزو دارید چه چیزی در دنیا شفافیت بیشتری داشت؟

آبی کمرنگ: سوال سخت! من عاشق شفافیت هستم اما فکر می کنم گاهی اوقات برای یافتن تعادل بین آسیب پذیر بودن و اشتراک گذاری بیش از حد تلاش می کنم. شاید دوست داشته باشم که بقیه هم شروع به اشتراک گذاری کنند تا من از دراز کشیدن در رختخواب و فکر کردن به همه چیزهای مسخره ای که در مراسم گفتم دست بردارم.

خوشحال: عنصر مورد علاقه شما در برنامه ریزی هنری خودتان چیست؟ نقاشی؟ در حال آزمایش؟ 

آبی کمرنگ: خود این فرآیند، به نظر من آن را بسیار درمانی می‌دانم، و به من درک عمیق‌تری از خودم و چیزهایی می‌دهد که در دنیای من در جریان بوده‌اند، یا در دنیای من اتفاق افتاده‌اند، و گاهی اوقات من به وضوح نیاز دارم، و عمیق‌تر می‌کنم. عبور از چنین چیزهایی ممکن است دشوار باشد، اما گاهی اوقات ارزشش را دارد، بین انتخاب پوسته های عاطفی و انجام کارهایی برای درک بهتر آنها وجود دارد. گاهی اوقات به جای اینکه فقط فکر کنم، کمی بیش از حد در حال سکونت هستم. 

خوشحال: ما پروسه شما را دوست داریم، یک خام صادقانه، شما قلب خود را در آستین خود می پوشید، آیا شخصیت شما اینگونه است؟ یا هنر شما بیشتر صدای درونی شماست؟

آبی کمرنگ: من همیشه خیلی طبیعی بیش از حد به اشتراک می‌گذارم، هرگز تمایل زیادی برای پنهان کردن احساسم نداشته‌ام، و گاهی اوقات به ضررم، می‌دانی، باید یاد می‌گرفتم که باید بیش از حد با چه کسی اشتراک‌گذاری کنی. و چه زمانی زمان مناسب است، و چه زمانی باید چیزها را در خود نگه دارید. فکر می‌کنم همیشه داستان‌سرایی را دوست داشته‌ام، بنابراین خودم را ابراز می‌کنم و خلاق هستم و با هم داستان می‌گوییم، من واقعاً از این کار لذت می‌برم. 

خوشحال: رسانه ای که می خواهید کشف کنید چیست؟ انیمیشن؟

آبی کمرنگ: من کمی انیمیشن انجام داده ام. اما به طرز عجیبی متوجه شدم که از میان تمام رسانه ها، این انیمیشن بیشتر من را درگیر می کند. فکر می‌کنم به این دلیل که این کار بسیار مزخرف است، و من در مدرسه یا چیز دیگری یاد نگرفتم که چگونه آن را انجام دهم، بنابراین این کار را به روشی بسیار خسته‌کننده انجام می‌دهم، مطمئنم راه‌های سریع‌تری برای انجام آن وجود دارد، اما ماندگار زمانی که یک پروژه انیمیشنی را انجام دادم، دچار هیجانی شدم، مانند یک بلوک ذهنی در برابر آن ایجاد کردم، و نمی‌توانستم گرمای انیمیشن را تحمل کنم. فکر می‌کنم در حال حاضر واقعاً از چیزهای در مقیاس بزرگ‌تر لذت می‌برم، خیلی فیزیکی‌تر است، من بیرون هستم، و باد روی صورتم می‌وزد، و چیزهایی از این قبیل، واقعاً خوب است.

خوشحال: انیمیشن کمی بیش از حد مدرسه ای است؟  

آبی کمرنگ: این فقط چیزی است که نمی توانم سرم را دور آن بپیچم. همکاری با یک انیماتور و انجام چنین کاری بسیار سرگرم کننده خواهد بود، من فکر می کنم که انجام آن برای خودم بسیار دشوار است. من به افرادی که برای آن صبر دارند احترام می گذارم.

خوشحال: این نوع فرآیند طولانی قطعاً خودانگیختگی را از همه چیز خارج می کند. 

این چه لعنتی است

خوشحال: آیا هنگام کار به موسیقی گوش می دهید؟ گروه های مورد علاقه در حال حاضر؟

آبی کمرنگ: بله، من همیشه وقتی کار می کنم موسیقی گوش می دهم، آن را دوست دارم، این یکی از مهمترین چیزهای روند من است، اگر بخواهم حال و هوای خاصی داشته باشم، واقعا از قرار دادن اشعار در آثار لذت می برم، شعر زیاد است ، و صنایع دستی در همه اینها دخیل است. و بدیهی است که نوشتن زیاد بخشی از کاری است که من انجام می دهم. بنابراین موسیقی واقعا برای من مهم است.

خوشحال: آیا لیست پخش Spotify دارید؟

آبی کمرنگ: در واقع، من این کار را نمی‌کنم، باید یکی بسازم، اما از اشتراک‌گذاری موسیقی‌ام هم خجالت می‌کشم، مثل هر بار که یک لیست پخش جدید می‌سازم، آن را بلافاصله در حالت خصوصی قرار می‌دهم، زیرا همیشه مانند یک آهنگ Pilot یا ELO است. ، گوش دادن به همان پنج آهنگ در تکرار. من با آنچه گوش می دهم مراحل مختلفی را پشت سر می گذارم و در حال حاضر فاز داریل هال و جان اوتس را می گذرانم، گروه های خوب دهه 80، گوش دادن به آنها واقعا سرگرم کننده است. و مواقع دیگر من مستقیماً به نوع ایمو می روم میتسکی حالت، همیشه به این بستگی دارد که چه نوع چیزی را می خواهم تولید کنم، و چه نوع خلق و خوی را می خواهم وارد کنم. 

فکر می‌کنم موسیقی‌ای که در حین طراحی به آن گوش می‌دهم، اغلب حتی مهم‌تر از محیط من است. من هرگز از مناظر و مکان‌ها الهام نگرفته‌ام، اما موسیقی در ایجاد جرقه احساسی و ایجاد لحن بسیار خوب است. من طیف وسیعی از موسیقی را دوست دارم، اما وقتی وارد یک نوازنده یا گروه خاص می شوم، موسیقی آنها را تا حد مرگ می نوازم. یادم می آید که از یک جدایی گذشتم و تنها کاری که می خواستم انجام دهم این بود که دور هم بنشینم و درباره آن نقاشی بکشم - فکر می کنم در این مدت حدود 3 ماه به شدت به امی واینهاوس گوش دادم. اخیراً من یک مرحله بزرگ نوستالژیک پالپ را پشت سر گذاشتم... وقتی من بچه بودم، مادرم آلبوم خود را به نام "This Is Hardcore" در مجموعه سی دی خود داشت. من عاشق آلبوم ها و آهنگ هایی هستم که داستان در آنها وجود دارد. روشی که نوازندگان شعر و موسیقی را با هم پیوند می‌دهند برای من بسیار جذاب است، فکر می‌کنم این بخش بزرگی از این است که چرا دوست دارم از ترکیبی از کلمات و نقاشی‌ها استفاده کنم. 

خوشحال: ما چند همکاری عالی، چند جامپر واقعاً زیبا از Wah Wah دیده‌ایم، کار شما با رسانه‌های مختلف مناسب است. 

آبی کمرنگ: واه واه راک، عالی هستند. من کاملاً همه آن جامپرها را دوست دارم، آنها فقط باورنکردنی هستند.

خوشحال: جامپر دارید؟

آبی کمرنگ: بله، من یک جامپر دارم.

خوشحال: برنامه های سفر؟ جایی گرم در دستور کار است؟

آبی کمرنگ: من در سپتامبر به کپنهاگ سفر می کنم، برای یک رویداد طراحی که به آن دعوت شده ام، فکر می کنم آنجا نیمه گرم خواهد بود، من قبلاً هرگز نرفته ام. از آنجا قصد دارم به آمستردام و پاریس بروم، بنابراین امیدوارم کمی از گرما را به دست بیاورم، در مورد آن بسیار هیجان زده هستم. انگشتان ضربدری. 

خوشحال: امیدواریم به خوبی پیش برود، ما بسیار هیجان زده هستیم که کتاب جدید شما را به اشتراک بگذاریم.

 

این چه لعنتی است (پن مک میلان) خارج شده است اکنون.

مصاحبه با تامی مویر.

عکس ها ارائه شد