مصاحبه

ایزی لایف پیش از آلبوم جدید «شاید در یک زندگی دیگر» دنیا را طوفانی کند.

زندگی آسان

آلبوم دوم Easy Life، شاید در زندگی دیگر در افق است. سه تا از آهنگ‌های آن که در اوایل امسال راه‌اندازی شد، طعم فریبنده‌ای از آنچه که از گروه موسیقی مستقل بریتانیا خواهد آمد را ارائه می‌دهد. در طول توقف تور سیدنی، با Easy Life به گفتگو در مورد آن نشستیم "لحظه های جادویی" که منجر به تولد رکورد رنگارنگ و نشاط آور آنها شد که در ماه اکتبر رسید.

Easy Life در یک سفر ثابت در سراسر جهان است و مکان ها و امواج رادیویی را در ایالات متحده، اروپا و آسیا در اختیار دارد. از زمان انتشار اولین آلبوم آنها که در صدر جدول قرار گرفت، زندگی یک ساحل است در سال 2021، بریتانیا ایندی پاپ پنج قطعه طرفداران اختصاصی از تمام گوشه و کنار جهان به دست آورده است.

در استرالیا، رکورد تحسین شده در تریپل j به نمایش درآمد داغ ترین 100و ستایش درخشان را از ایستگاه دریافت کرد «داستان‌سرایی عمیقاً شخصی و مشاهده‌ای در یک پتوی صوتی گرم، گیج‌کننده و غرق در آفتاب». در انگلستان، زندگی یک ساحل است در جدول آلبوم های رسمی به رتبه 2 رسید و با مجموعه ای از نمایش های فروش رفته در اروپا دنبال شد.

ایزی لایف که در سال 2017 در لستر تشکیل شد، متشکل از موری ماتراورز (فرهنگمن)، الیور کسیدی (درامز)، سم هویت (باس)، لوئیس بری (گیتار) و جردن بیرتلز (کلید، سازهای کوبه‌ای) است. در اوایل سال جاری، گروهی که به سرعت در حال رشد بودند، با سه نسخه قابل توجه از رکورد موردانتظار سال دوم خود، به گوش ما برکت دادند. شاید در زندگی دیگرکه قرار است در روز جمعه 7 اکتبر از طریق Island Records منتشر شود.

در جشن آلبوم، Easy Life شروع به فروش تقریباً تمام شده خواهد کرد تور فروشگاه ضبط، از هفته اول اکتبر شروع می شود. همین هفته گذشته، گروه برای اولین برنامه زنده خود در استرالیا حضور یافتند! در طول سفر کوتاه آنها، ما به اندازه کافی خوش شانس بودیم که آنها را برای گپ زدن در مورد آلبوم آتی، تجربیات تورهای دیوانه کننده، همکاری های رویایی، لحظات جادویی استودیویی، کارائوکه ژاپنی و اتوبوس های تور شکسته صحبت کنیم.

خوشحال: اول از همه، به استرالیا خوش آمدید! علاوه بر آماده شدن برای نمایش فردا شب در Factory Theatre، از زمانی که در سیدنی حضور پیدا کردید، چه کارهای دیگری انجام داده اید؟

الیور: من به تازگی مقداری بنگر و پوره خورده ام و این درست بود. و من مشغول خرید مربی بودم و توانستم در عرض یک ساعت یک جفت مربی جدید بخرم.

سام: این یکی واقعاً مربوط به استرالیا نیست، اما من دوست دارم که الان اینجا سرد است. و من امروز یک بیسکویت Anzac خوردم، بنابراین احساس خوبی در خانه دارم.

خوشحال: شما در حال حاضر مشغول گشت و گذار در جهان هستید، اما وقتی در جاده نیستید در کدام شهر مستقر هستید؟

الیور: سه نفر از ما در لستر هستیم، من، لوئیس و جردن. سم در ناتینگهام و موری در لندن.

موری: ما مهربان یا پراکنده هستیم، اما انگلستان آنقدر کوچک است که می‌توانید در هر شهری در عرض یک یا دو ساعت در قطار باشید. بنابراین، من فکر می کنم از زمانی که شروع به تورهای زیادی در سراسر جهان کرده ام، فاصله ها در انگلستان بسیار کم به نظر می رسد. بنابراین این واقعیت که ما در شهرهای مختلف زندگی می کنیم واقعاً تفاوتی ایجاد نمی کند.

خوشحال: آلبوم دوم شما، شاید در زندگی دیگر در ماه اکتبر منتشر می شود. شما سال گذشته در طول قرنطینه روی آن کار کردید، و من خواندم که حاوی پیام هایی در مورد یافتن پوشش های نقره ای و تلاش برای درک جهان در زمان های غیرقابل پیش بینی است. از کجا الهام گرفتید که چنین پیام‌های امیدوارکننده‌ای را ارائه کنید، در دورانی که بسیار سخت بود؟

موری: من فکر می‌کنم این آلبوم واقعاً کاملاً درون‌گرا است، زیرا ما زمان زیادی را صرف خودمان در قرنطینه گذراندیم، و در نهایت مدتی از تور خارج شدیم. فکر می‌کنم تمام اضطراب‌ها و نگرانی‌هایم به نوعی درگیر من بود و از موسیقی به‌عنوان نوعی درمان استفاده کردم تا سعی کنم همه چیز را برای خودم حل کنم. و در آن زمان‌ها، ممکن است با مسائل کاملاً تاریک یا به ظاهر افسرده‌کننده سروکار داشته باشم، اما همیشه متوجه می‌شوم که از طریق فرآیند موسیقی، در نهایت احساس بهتری دارم. و به همین دلیل، من فکر می کنم که پیام همیشه کاملا امیدوارکننده است. اما من فکر می کنم که آلبوم به طور کلی هنوز واقعاً مثبت است. از آنجا که ما آن را زمانی نوشتیم که از قفل خارج می شدیم، قطعاً انرژی خوبی در آن وجود دارد. همه چیز فقط در زباله ها نیست. حال و هوای خوبی دارد

خوشحال: آیا جدا شدن در طی آن فرآیند ترانه سرایی بر خلاقیت شما تأثیر گذاشت؟

موری: خوشبختانه، ما همیشه از ابتدا این کار را روی لپ‌تاپ‌ها انجام داده‌ایم. ما تقریباً تمام موسیقی را فقط در داخل لپ‌تاپ می‌سازیم و همیشه از اولین آهنگی که ساخته‌ایم این کار را انجام داده‌ایم. بنابراین بسیاری از دوستان ما در گروه‌های دیگر واقعاً در قرنطینه برای نوشتن و ضبط موسیقی تلاش کردند زیرا آنها در واقع باید با هم باشند، اما ما به هر حال دور هم جمع نمی‌شویم، بنابراین.

الیور: ما هرگز پاتوق نمی کنیم مگر اینکه مجبور باشیم!

خوشحال: شما تاکنون سه قطعه از آلبوم منتشر کرده اید، خانم هالووی عزیز یکی از آنهاست. من جایی خواندم که این موضوع در مورد یک معلم در حال عبور است، درست است؟

موری: آره منظورم این است که همه به معلمان خود علاقه دارند، درست است؟

الیور: فکر کنم هر پنج نفر این کار را کردیم!

سام: اولین معلم من که به او علاقه داشتم، چهار ساله بودم.

موری: چهار ساله؟!

سام: آره، براش میلک شیک شکلاتی آوردم. این نوشیدنی مورد علاقه او بود.

موری: بله، پس این فقط در مورد یک نوع ایده معمولی دانشجویی است که از معلم خود، یا مدرس دانشگاه خود، یا فقط کسی که واضح است هرگز با او سر و صدا نخواهید داشت. ایده از آنجا شروع شد. من حدس می‌زنم که می‌توان آن را به عشق عمومی نافرجام از هر شکلی گسترش داد. این در مورد یک معلم بود، اما این یک شخص واقعی نیست که ما در پرونده ثبت کرده ایم. این یک شخصیت خیالی است. زیرا اگر اکنون یک معلم جغرافیای بازنشسته 70 ساله در جایی وجود داشته باشد، واقعاً عجیب خواهد بود که "چی؟"

خوشحال: شما یک موزیک ویدیوی متحرک برای آن منتشر کردید خانم هالووی عزیز همچنین که بسیار شیرین و سینمایی بود. ایده ویدیو چگونه شکل گرفت؟

موری: بنابراین، کارگردان آن مردی به نام ویل چایلد است. او دوست ماست او در بریستول زندگی می کند و در کارهای هنری آلبوم به ما کمک کرد. ما می خواستیم همه چیز را در آن دنیای خاکی نگه داریم. بنابراین او شروع به کار روی موزیک ویدیو کرد. خیلی طول کشید، برکتش بده مثلاً برای هر ثانیه موزیک ویدیو باید 24 عکس بگیرد. کار زیاد است، اما او آن را شکست. و بله، چون آهنگ به نوعی یکپارچهسازی با سیستمعامل و بامزه است، ما می‌خواستیم ویدیویی مطابقت داشته باشد. و ما همیشه می خواستیم با او کار کنیم. ما طرفداران زیادی از کارهای او بودیم. او ویدیوهای باورنکردنی زیادی ساخته است و ما خیلی خوش شانس بودیم. ما به او رسیدیم و او پایین بود. ما واقعاً متحیر شده بودیم.

الیور: من دیدم که موری در اینستاگرام با او تماس گرفته است و من فکر می کردم که به هیچ وجه شما به سراغ این پسر رفتید. او مثل بیمارترین مرد است. و وقتی او موافقت کرد که این کار را انجام دهد، من فکر می کردم، هیچ راه لعنتی! بنابراین ما هنوز از آثار هنری آلبوم واقعا راضی هستیم. احساس می کنم این بهترین اثر هنری ماست. به ویل چایلد فریاد بزن!

خوشحال: در این آهنگ کوین ابسترکت، خواننده بروکهمپتون حضور دارد. کار کردن با او چگونه بود؟

موری: آره، او یک افسانه است، مرد. در واقع در ژانویه امسال بود. من در لس آنجلس بودم و با هم آشنا شدیم. و LA می تواند بسیار تنها باشد زیرا بسیار گسترده است و همه واقعاً شیک هستند و نمی خواهند با شما معاشرت کنند. اما کوین به نوعی آن را شکست و اساساً مرا زیر بال خود گرفت و مرا برای غذا و به میله‌ها برد. و او واقعاً شیرین بود. یک روز به استودیو رفتیم و مشغول اجرای پروژه های جدیدمان بودیم و وقتی او شنید خانم هالووی عزیز، او فقط گاز گرفت. او مانند بود، "آیا می توانم کمی در این مورد انجام دهم؟" و من اینطور بودم "اره حتما." بقیه تاریخ است

اردن: این چه داستانی است که می خواهید سوار ماشین او شوید؟

موری: اوه، بله. بنابراین واضح است که کوین فوق العاده باحال است و من فوق العاده بی دست و پا هستم. وقتی برای اولین بار او را دیدم، انگار عصبی بودم. از ملاقات با افراد مشهور متنفرم آنها مرا می ترسانند من از آن متنفرم. نمی دانم چه بگویم، چه بکنم، چه بپوشم، یا همه این چیزها. و من فردی مضطرب هستم. اما به هر حال من وارد این موضوع نمی شوم. من در این خیابان در لس آنجلس ایستاده ام، و یکی از تهیه کنندگان براکهمپتون در این تسلای دیوانه بالا می آید. من هرگز در زندگی ام در تسلا نبوده ام. و همه آنها در آنجا هستند. و من فقط باید سوار این ماشین بشوم و مثل آن، آن را اداره کنم. ولی نمیتونم درو باز کنم! آیا قبلاً در تسلا بوده اید؟

خوشحال: شماره

موری: خوب، درب ضامن ندارد. همه چیز، مانند، تراز است. بنابراین شما باید این مورد را فشار دهید و فقط به سمت شما می آید. فقط یوتیوب یک بررسی دستگیره در تسلا. خواهی دید. به هر حال، بنابراین من نمی توانستم سوار این ماشین شوم، و بروکهمپتون فقط می خندید که چقدر احمق هستم. و این یخ را شکست. آن‌ها این را دوست داشتند که من چقدر بریتانیایی و بی دست و پا بودم. این مثل یک سلاح مخفی در آمریکاست، فقط انگلیسی بودن. شما را بسیار دور می کند.

خوشحال: اولین آلبوم شما، زندگی یک ساحل است فوق العاده خوب انجام داد پس از راه اندازی، شما مجموعه ای از نمایش های فروخته شده را در سراسر اروپا و ایالات متحده اجرا کردید. می توانید یک داستان تور دیوانه وار برای ما بگویید؟ عجیب ترین یا خنده دارترین تجربه ای که شما بچه ها در تور داشته اید چیست؟

سام: عجیب ترین لعنتی بنابراین اساساً، این اتوبوس در تور بود و 16 نفر می خوابد. و هر طبقه در آن تور پر بود. بنابراین تصور کنید 16 نفر فقط سه یا چهار هفته با هم زندگی می کنند. چیزهای عجیب و غریب از بین می رود!

لوئیس: یعنی اولین بار که به آمریکا رفتیم سوار اتوبوس تور شدیم و متوجه نشدیم که تعلیق شکسته شده است.

الیور: کمک فنرها!

لوئیس: درست است، کمک فنرها. بنابراین ما تمام شب را گذراندیم، مثلاً در حال پریدن و پرت شدن از رختخواب و افتادن از تخت.

الیور: و به جایی رسیدیم که ساعت شش صبح بود و فقط داشتیم خودمونو میل میکردیم!

سام: کسی خواب نبود.

لوئیس: و تنها چیزی که می توانستم فکر کنم این بود که 31 روز در این مورد وجود دارد!

سام: بنابراین معلوم شد، آنها برای ما یک اتوبوس شکسته فرستاده بودند.

لوئیس: و من فقط مثل این بودم که باید از شر این اتوبوس خلاص شویم! اما دومی، انصافاً، باز هم عالی نبود. ما اساساً مجبور بودیم یک ارزان قیمت تهیه کنیم، زیرا بودجه محدود بود. این اولین باری بود که ما به آمریکا می‌رفتیم، بنابراین ما اصلاً شبانه‌هایی را که در حال حاضر در بریتانیا داریم تهیه نکردیم. اما بسیار ترسناک بود که فکر کنیم 30 روز در این زمینه هستیم.

موری: در آمریکا نیز چاله های زیادی وجود دارد، و من یک شخص کوچک هستم. من وزن ندارم و داشتم پرواز می کردم!

سام: اما دیدن مکان هایی که هرگز نرفته بودیم باور نکردنی بود. تمام مکان‌هایی که بازی کردیم، مانند سنت پل، از لینکلن، نبراسکا... همه این‌ها، مانند ایالت‌های هوایی، اما هیچ‌کس واقعاً به آنجا نمی‌رود.

الیور: هنوز هم می توانم بگویم بروکلین یکی از مکان های مورد علاقه من برای بازدید در تور است.

موری: مسئله این است که وقتی واقعاً در تور هستید، با زمانی که در تعطیلات هستید با شما رفتار متفاوتی می شود. مردم از دیدن شما گاز گرفته اند و شما را به اطراف نشان خواهند داد. به دلیل گشت و گذار، دیدگاه بسیار جالبی از یک شهر دریافت می کنید. با این حال، هر بار، هر کجا که باشیم، واقعا مست می شویم. مردم می خواهند با ما مشروب بخورند و ما هم می خواهیم با آنها بنوشیم.

لوئیس: ما به تازگی به ژاپن رفته ایم! این دیوانه است.

موری: ما هر شب چکش خوردیم.

الیور: و وقتی ما رسیدیم هوادارانی در فرودگاه بودند. غیر منتظره، اعلام نشده. نمی‌دانم از کجا می‌دانستند که داریم می‌رسیم، اما رسیدند. و همینطور در مورد کره. ما فقط این را تجربه نکرده بودیم. اولین لحظه ای که شروع به قدم زدن در اطراف توکیو کردیم، مثل انگشتان شست دردناک بیرون آمده بودیم. ما فقط شبیه توریست ها بودیم. و این مرد بلافاصله به سراغ ما می آید تا عکس بگیرد. ما فکر کردیم، اوه این فقط یک تصادف است. اما بعد از آن همه جا شروع شد. و ما اینطور گفتیم: "وای. آیا زندگی می تواند این باشد؟ بیایید به ژاپن برویم!»

لوئیس: عینا.

موری: و بعد همه می خواستند با ما بیرون بروند. آنها ما را به کلوپ های شبانه، رستوران ها، کارائوکه می بردند ... ما کارائوکه دیوانه می کردیم! این دیوانه کننده است. آنها عاشق کارائوکه هستند. خودشان می روند! مثلاً در روزهای مرخصی، خودشان برای تمرین کارائوکه می روند.

الیور: ما آن را دیوانه یافتیم. من نمی توانستم این را باور کنم.

سام: این احمقانه ترین چیز در مورد تور است. شما در مورد همه این رویدادهای فرهنگی که فقط بخش بزرگی از زندگی مردم هستند مطلع می شوید.

خوشحال: کدام قطعه از آلبوم پیش رو بیشتر منتظر پخش زنده هستید و چرا؟

موری: من مستقیما عاشق بازی هستم موم زنبور عسل. الان شش ماه است که داریم آن را بازی می کنیم. و این فقط دیوانه است. در آن آهنگ، من توانستم بخش کوچکی از خودم را پیدا کنم که بسیار جنجالی، دیوانه و خودپسند است. من می‌توانم برای سه دقیقه آن شخص روی صحنه باشم و احساس آزادی می‌کنم.

الیور: وقتی موری آن آهنگ را فرستاد، یک پیام واقعی وجود داشت که همه ما می توانستیم در درون خود احساس کنیم. پس از بازگشت از اولین رکورد، این یک چیز واقعی بود که ما می توانستیم آن را احساس کنیم.

اردن: به همین دلیل اول آن را منتشر کردیم. چون همه ما دقیقاً همین احساس را داشتیم.

الیور: کاملا متفاوت بود با زندگی یک ساحل است. تولید روی آن کاملاً متفاوت بود. در آن زمان بود که همه ما عاشق شدیم، و چنین بودیم، پیامی در این پیام وجود دارد که به همه ما متصل است، زیرا همه ما یک چیز را تجربه کرده بودیم، و موفق شده بودیم آن را آشکار کنیم.

لوئیس: من فکر نمی کنم ما تا به حال آن آهنگ را بد پخش کرده باشیم! چند آهنگ وجود دارد که ما مثل این هستیم، لعنتی، امشب آن یکی را کاملاً لعنت کردیم! اما آن یکی… هرگز.

موری: ما بازی کرده ایم زیر زمین همچنین، که یکی دیگر از آهنگ های پر انرژی آلبوم است. ما آن شب را برای اولین بار در کره بازی کردیم. راستش را بخواهید، خیلی بد است که چیزهای جدید را پخش کنید، زیر زمین دیوانه است

اردن: دریافت اولین واکنش فوری مردم بسیار خوب است.

موری: مثل این است که شما آهنگی را پخش می کنید که آنها هرگز نشنیده اند، اما ما قبلاً آن را دوست داریم.

لوئیس: شما باید چیز جدیدی به آنها بدهید. ما از بالای حوض آمده‌ایم، تقریباً 24 ساعت است، بنابراین احساس می‌کنم این کمترین کاری است که می‌توانیم انجام دهیم، بازی کردن یک چیز جدید.

موری: همچنین وجود دارد درد رو به رشدکه قطعه دوم آلبوم است. ما شب قبل از این که در توری که اکنون در آن هستیم، آن را تمرین می کردیم. اوه مرد، لحظه های جادویی در استودیو بود که داشتیم آن آهنگ را ضبط می کردیم! یادم می‌آید، ما طوری تنظیم شده بودیم که باید روی صحنه باشیم، و من به این بچه‌ها نگاه می‌کردم، و شما می‌رفتید. so ژامبون من هرگز آن انرژی را ندیده بودم. من فکر می کردم سر یک نفر قرار است از بین برود! اون لحظه ها مرد من برای آن لحظه ها زندگی می کنم.

لوئیس: من فکر می کنم همه ما فوق العاده به آن افتخار می کنیم شاید در زندگی دیگر به طور کلی ما واقعا از این رکورد خوشحالیم. من طرفدار فوق العاده این آهنگ ها هستم.

خوشحال: من فقط یک سوال آخر از شما بچه ها دارم. اگر برای این مصاحبه 500 هزار دلار به شما پرداخت کنیم، با این پول چه کار می کنید؟

الیور: آره

موری: آیا ما 500 هزار دلار می گیریم؟

سام: تو جدی هستی؟

لوئیس: من دقیقا به شما می گویم که با آن چه خواهیم کرد. ما یک فراری منحصر به فرد می خریم و فقط نوبت می گیریم.

سام: نه، همه ما موتور میخریم. ما سعی کردیم موتور بخریم.

الیور: همه ما گواهینامه دوچرخه می گرفتیم و فقط هارلی دیویدسون را می گرفتیم.

موری: آره هارلیز

خوشحال: با تشکر از چت!

 

شاید در زندگی دیگر در 7 اکتبر در تمامی پلتفرم‌های پخش جریانی عرضه خواهد شد. پیش‌سفارش کنید اینجا کلیک نمایید.

تاریخ های تور آتی Easy Life را بررسی کنید اینجا کلیک نمایید.

 

مصاحبه توسط امی دیویدسون.

عکس ها ارائه شد